الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

376

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

صورتى كه در سورهء علق گفتيم ، جمع كنيم و بگوييم آنچه كه به عنوان دومين سوره بعد از دوران فترت نازل شده است ، تا آيهء دهم سوره مىباشد ، يعنى قبل از مطالبى كه مربوط به وليد است ، سپس باقيماندهء آن به عنوان چهارمين سوره بعد از مزمّل نازل شده است . ( 1 ) در همين مورد علامهء طباطبائى مىگويد : « اين سوره در مكه و از اوّلين سوره‌هايى است كه در اوايل بعثت و ظهور دعوت نازل شده است . » لكن بعد از اين گفته است : « بعضى احتمال داده‌اند كه اين سوره ، اوّلين سوره‌اى است كه هنگام امر به اعلان دعوت عمومى - كه مدتى در ابتداى بعثت به طور مخفيانه بود - بر نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است . » سپس مىگويد : « و اين مطلب از احتمال بالاتر نمىرود « 1 » » ؛ در اين صورت معناى سخنش كه مىگويد : « در اوايل بعثت و ظهور دعوت » چيست ؟ امّا اين كه اين سوره ، اولين سوره‌اى باشد كه نازل شده باشد ، ايشان مىفرمايد : اين ادعا را خود آيات سوره به صراحت تكذيب مىكنند ؛ زيرا در آنها آمده است كه وقتى قرآن را بر قوم قرائت مىكند آن را تكذيب كرده و از آن اعراض مىكنند و آن را متهم مىكنند كه « سحرى است كه اثر مىگذارد . » « 2 » ( 2 ) مثل همين مطلب در سورهء سابق از آن ؛ يعنى مزمّل و قلم جريان دارد و چنين مطلبى را آنجا نگفته است . بلكه اين قبل از آن است كه علق اولين سورهء كامل باشد « 3 » و در آن آمده است : « أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى . . . كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نادِيَهُ » ؛ اى رسول ما ، ديدى آن كس را كه منع و تمسخر مىكرد . آن بندهء خدا را كه به نماز مشغول مىشد . . . اى مردم ! دربارهء شخصى كه حق را تكذيب مىكند و از رسول او روى برمىگرداند ، چه مىگوييد ؟ هرگز ، اگر او از كفر و ظلم و تكذيبش دست نكشد ، محققا نتيجهء اعمال زشت خود را مىبيند . ما موى جلوى سرش را گرفته و مىكشيم ، زلف‌هاى همان دروغگوى خطاكار را ، آنگاه بايد همدم‌هاى خود را فرا بخواند . آيا اين آيات نيز همانند آيات قبلى تصريح به اين نمىكند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ابتدا آنها را به تقوا امر كرد ولى او را تكذيب كرده ، از او اعراض نمودند ؟ علامه مثل همان مطالب را در مورد اين آيات نگفته است . در حالى كه مطلب هر دو يكى است .

--> ( 1 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 79 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 322 .